این اولین مطلبم بعده چند ماهه..فقط خواستم بگم که هستم...اما با تجربه تر و پخته تر از قبلا....اگه پست قبلیم غلط داره چون من حالم خوب نبود که نوشتمش...
دیگه چی بگم؟...فقط خدا میدونه چی دارم میکشم...این وبو دیر به دیر آپ میکنم...
از زمونه خسته شدم به استراحت نیاز دارم....به آرامش....اما ندارم....
به خدام ایمان دارم....من کمک میخوام نه از شما ،فقط از خدام.....
هرچقدم میخواین توهین کنید واسم مهم نیس که ناراحتَم بشم....فقط خودمو خدام....از نظراتتونم خیلی سپاسگزارم......
بای
+ نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر1388ساعت توسط روشنک
سلام ای غروب غریبانه ی دل .......سلام ای طلوع سحرگاه
رفتن........سلام ای غم لحظه های جدایی.......خداحافظ ای شعرشبهای
روشن......خداحافظ ای غصه ی عاشقانه.......خداحافظ ای آبیه روشن عشق.....خداحافظ
ای عطرشعرشبانه....خداحافظ ای همنشین همیشه........خداحافظ ای داغ بردل
نشسته.........توتنهانمیمانی ای مانده بی من.....تورومیسپارم به دلهای
خسته......تورامیسپارم به مینای مهتاب......تورامیسپارم به دامان دریا.......اگرشب
نشینم اگرشب شکسته......تورامیسپارم به رویای فردا.......به شب میسپارم توراتا نسوزد.....به
دل میسپارم توراتانمیرد.........اگرچشمه ی ماازهم نخشکد....اگرروزگاراین
صدارانگیرد.........خداحافظ ای برگ وباردل من....خداحافظ ای سایه ساره
همیشه.....اگرسبزرفتی اگرزردماندم.....خداحافظ ای بهارهمیشه.... پ.ن:من رفتم .... دیگه نمینویسم....اگه حالم خوب
شدشایداومدم(اما بعیده)....خیلی سخته دل کندن ازاین وبلاگ....ولی کلاخاطات خوب و
بدزیاد داشت و من بخاطهمین خاطراته که میرم...نمیخوام بیادشون بیفتم.... پس بای
بای بای تا برای مدتی یا همیشه........برام نظربذاریدمیام میخونمشون.
+ نوشته شده در شنبه 21 شهریور1388ساعت توسط روشنک |
نترس ازاینکه حرفام دلنشین نیست............تموم سهم ماازعشق این نیست....ماعشق اول هم بودیم اما....همیشه عشق اول بهترین نیست.............!!!!!!!

+ نوشته شده در شنبه 21 شهریور1388ساعت توسط روشنک |
سلام..... چندوقت بود که خودم ننوشتم...... ممنون که نظرمیدین هرچندکم....... دلم گرفتست،خیلی خیلی
گرفتست....اگه آپ های قبیلی روبخونید یه چیزایی دستگیرتون میشه...دوست دارم یکی
برام دعاکنه،همیشه من برای دیگران دعامیکنم حالا شماواسه من دعاکنید...(جداحال
وروزخوشی ندارم) امسال از1فروردین تاحالا یه
روزخوبم به چشم ندیدم.(دلم شکسته است).دیگه کی من همون روشنک قبلی میشم؟نمیدونم،
بخدانمیدونم. دوست دارم بایکی دردل کنم
اماجزخداکسی رومحرم اسرارم ندونستم،پس خداچراصدامونمیشنوی؟دارم فریادمیزنم..دارم
میسوزم..اما........ یه روزشادم یه روزغمگین،این خصلت
ماآدماست..اینه که خاطرات مارومیسازه...برام دعاکنیدکه بدجورمحتاج دعام...خدا توهم
کمکم کن،میدونم صدامومیشنوی.... دلم احساس غم دارد/ در اين انبوه ويراني/كمي تا قسمتي ابري/ و شايد
باز باراني
به بزرگترين عشق در کوتاه ترين جمله ي ممکن به روي لطيف ترين گل سرخ براي تو بهترين کس دنيام مي نويسم دوستت دارم
+ نوشته شده در جمعه 20 شهریور1388ساعت توسط روشنک |
1- يهو نگاه ميکني مي بيني خانوادت که 3 نفر بيشتر نيستن 5 خط
موبايل دارن!
2 - واسه همکارت ايميل ميفرستي،در حاليکه ميز بغل دستي تو نشسته !
3 - رابطت با اقوام و دوستاني که ايميل ندارن کمتر و کمتر ميشه تا به حد صفر برسه!
4 - ماشينت رو جلوي در خونه پارک ميکني بعدش با موبايلت زنگ ميزني خونه که بيان
کمک چيزايي رو که خريدي ببرن داخل !
5 - هر آگهي تلويزيوني يه آدرس اينترنتي هم داره !
6 - وقتي خونه رو بدون موبايلت ترک ميکني ، استرس همه وجودت رو ميگيره و با سرعت
برميگردي که موبايلت رو برداري...، بدون توجه به اينکه حد اقل 10 سال از عمرت رو
بدون موبايل گذروندي !!!
8 - صبحها قبل از خوردن صبحونه اولين کاري که ميکني سر زدن به اينترنت و چک کردن
ايميل و فيس بوکته !
9 - الان در حاليکه اين ايميل رو ميخوني، سرت رو تکون ميدي و لبخند ميزني !
10 - اينقدر سرگرم خوندن اين ايميل بودي که حتي متوجه نشدي اين ليست شماره 7 نداره
!
11 - الان دوباره برگشتي بالا که چک کني شماره 7 رو داشته يا نه !
12 - من مطمئنم که اگه دوباره برگردي بالا حتماً شماره 7 رو پيداش ميکني،بخاطر
اينکه خوب بهش توجه نکردي !!
13 - دوباره برميگردي بالا ولي شماره 7 رو پيدا نميکني...، خوب من شوخي کردم ولي
نشون ميده که تو به خودت هم اعتماد نداري و هرچي بقيه ميگن باور ميکني.
14 - مطمئنم اگر اين ايميل رو ادامه بدم ميخواين يه بلايي سرم بياري !!!
پس ...
.....
....
...
..
.
+ نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت توسط روشنک |
که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد سرنوشت ننوشت ، گرنوشت بد نوشت اما باور کن سرنوشت را نمی توان از سر نوشت! کاش میشد با تو بودن را نوشت تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت کاش میشد روی این رنگین کمان می نوشتم تا ابد با من بمان باز هم سری دیگر از مجمومه اس ام اس های عاشقانه موبایل امیدواریم راضی شده باشید. تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد سرنوشت ننوشت ، گرنوشت بد نوشت اما باور کن سرنوشت را نمی توان از سر نوشت! کاش میشد با تو بودن را نوشت تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت کاش میشد روی این رنگین کمان می نوشتم تا ابد با من بمان در زندگی بارون نباش که فکر کنن با منت داری خودتو به شیشه میکوبی ، ابر باش که منتظرت باشن که بباری! شهاب یاد تو در آسمان خاطر من خط زر کشید بیا ، ز غضه تو رنگ من و رنگ شب پرید بیا جان چه باشد که فدای قدم دوست کنم این متاعیست که هر بی سر و پایی دارد ! بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل
عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست. محبت مثل سکه میمونه که اگه بیفته تو قلک قلب نمیشه درش آورد. اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی! سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد آنگاه که ........... ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می
کنی, به خاطر بیاور که ................ زیابیی شهاب ها از شکستن قلب
ستارگان است. هر موقع خواستی از کسی جدا بشی یادت نره بهترین راه اینه که بهش بگی
برای همیشه خدانگهدار، شاید طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر
از اینکه منتظر بمونه برای هزارمین بار پرسید: تا حالا شده من دل تو را بشکنم؟من هم برای هزارمین بار به او دروغ گفتم : نه! هیچوقت... تا مبادا دلش بشکند گاه یک لبخند آنقدر عمیق میشود که گریه میکنم گاه یک نغمه آن قدر دست
نیافتنی است که با آن زندگی میکنم گاه یک نگاه آن چنان سنگین است که
چشمانم رهایش نمیکنند گاه یک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نمیکنم اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمیدم که می خندومت ولی می تونم
باهات گریه کنم اگه یه روز نخواستی به حرفهام گوش بدی خبرم کن........قول
می دم که خیلی ساکت باشم اگه یه روز خواستی در بری بازم خبرم کن......قول
نمی دم که ازت بخوام وایسی اما میتونم باهات بدوم
اما.....................اگه یه روز سراغم رو گرفتیو خبری
نشد..........سریع به دیدنم بیا حتمآ بهت احتیاج دارم هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن:عشق چیه؟؟؟؟؟عشق یعنی اینکه به عشقت نرسی......................ای خدا من اینطورنمیخوام
+ نوشته شده در سه شنبه 10 شهریور1388ساعت توسط روشنک |
سلام چه خبر از تعطیلات...(هی بدک نیست). خب،چه خبراز ..........(دیگه یادم
نمیاد چی بگم) باتعطیلات چی میکنید؟؟ به من زیاد خوش نمیگذره(حالا بیخیال توضیح) عجب دنیای بی رحمی شده به آدم
وفانمیکنه....دیدم همه اینومیگن ولی باورنمیکردم تازه باورم شد(نمیگم چی
شده،اصراربی فایده است) ای ی ی ی خدا ببخشید که ناراحتتون کردم فقط میخواستم آپی داشته باشم....تعطیلات بهتون
بچسبه..........بای بای
+ نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت توسط روشنک |
انگار ولگرد شده بودم به جستجوی نشانی ات به تمام جهان سر زدم اما نبودی به دور رفتم حتی به سرزمین خوشبختی در افسانه های پدربزرگ كه حقیقت نداشت هیچ كس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودی. 

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388ساعت توسط روشنک |
سلام
این چندروزه بازار انتحابات و نامزدا حسابی داغ شده.....جالب اینه که یکی از یکی دیگه میپرسه تو به کی رای میدی طرف میگه فلانی.....اون یکی هم میگه خوبه منم رای بهش میدم......مگه نامزد انتخاب کردن مده که از دیگران بپرسی.....چرا خودتون یه خورده فکر نمیکنید و همش به حرفای دیگرانید و رییس جمهورتونو انتخاب میکنید.....من که نمیتونم رای بدم......میخواستم ازتون بپرسم شما به کی رای میدین و چرا اون نامزدو ملاکتون قرار دادین......؟؟؟........برام جالبه که بدونم ......لطفا بگید
امیدوارم تو انتخابتون دقت کنید که فردا از اینکه به اون رای دادین پشیمون نشید.....موفق باشین
+ نوشته شده در شنبه 9 خرداد1388ساعت توسط روشنک |
سلام
2باره من اومدم......غیبتم خیلی طولانی بود.....آخه امتحانات ترمم شروع شده........فعلا که خوب دادمشون....چه خبرا؟؟؟/.........منکه کلی خبر داغ داغ دارم........ولی نمیگم......آخه طرف راضی نیست که خاطراتشو بگم.....ولی حیف،چون جالب بودن.......به هر حال فقط یه توصیه واسه همه تون میکنم.......تو چت روم از هیچ کس شماره نگیرین وگرنه بدبخت میشین......خودم تجربه نکردم همون طرف تجربه کرده.......شیطونی نکنید بزنگیده......بخدا همش دروغه...حالا از من نصیحت ولی کووووو گوش شنوا.......چون دوستون دارم و دلم میسوزه میگم...........
+ نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت توسط روشنک |